العلامة المجلسي
962
حياة القلوب ( فارسي )
ناحق نكند وگواه گواهى باطل ندهد . پس تخت را از دندان فيل ساختند وبه ياقوت ومرواريد وزبرجد وأنواع جواهر مرصّع كردند ، ودر دور آن چهار درخت از طلا ساختند كه خوشههاى آن از ياقوت سرخ وزمرّد سبز بود ، وبر سر دو درخت دو طاووس از طلا تعبيه كردند وبر سر دو درخت ديگر دو كركس از طلا روبروى يكديگر ، ودر دو جانب تخت دو شير از طلا ساختند كه بر سر هر يك از ايشان عمودى بود از زمرّد سبز ، وبر آن چهار درخت از درختان تاك از طلاى سرخ بسته بودند وخوشههاى آنها از ياقوت سرخ بود ، وآن درختان تاك وآن چهار درخت سايه مىافكندند بر تخت آن حضرت . چون حضرت سليمان مىخواست كه بر آن تخت بالا رود ، چون قدم بر پايهء أول مىگذاشت جميع آن تخت به روش آسيا به گردش مىآمد وكركسها وطاووسها بالهاى خود را مىگشودند وشيرها دستهاى خود را به زمين پهن مىكردند ودمهاى خود را به زمين مىزدند ، همچنين بر هر پايه كه قدم مىگذاشت چنين مىكردند تا به تخت بالا مىرفت ، چون بر روى تخت قرار مىگرفت آن دو كركس تاج را بر سر آن حضرت مىگذاشتند . پس تخت با آن درختان ومرغان به گردش مىآمدند واز دهانهاى خود مشك وعنبر بر آن حضرت مىپاشيدند ، پس كبوترى كه در پايهء تخت تعبيه كرده بودند از طلا ومكلّل به جواهر گرانبها تورات را به دست حضرت سليمان عليه السّلام مىداد وآن حضرت بر مردم مىخواند ، بعد از آن مردم به مرافعه به نزد آن حضرت مىآمدند ، وعظماى بني إسرائيل بر هزار كرسي طلا مىنشستند در جانب راست آن حضرت ، وعظماى جن بر هزار كرسي نقره مىنشستند در جانب چپ آن حضرت . پس مرغان حاضر مىشدند وبر سر ايشان بالهاى خود را مىگستردند ، چون كسى به دعوى مىآمد وحضرت سليمان عليه السّلام گواه از أو مىطلبيد تخت با هر چه در دور آن بود به گردش مىآمدند وشيرها دمها را بر زمين مىزدند ومرغان مرصّع بالها را مىگشودند ، پس